تبليغاتX
یک روان پزشک

یک روان پزشک

روان و ما ایرانیان

 

 

 

 

 

ایرانیان سده ها پیش از کارخانه ی داروسازی Pfizer ، وایاگرا (VIAGRA(Sildenaphil را آفریدند.

تا به امروز ، وایاگراهای ایرانی در چند فرمولاسیون پدید آمده اند :

۱-آجیل مشکل گشا یا آجیل شیرین شب یلدا

۲-نخودچی کشمش

۳-پاچه پلو ( که با آب کله پاچه ، مغز و گوشت و چربی پاچه ی گوسفند ، برنج ، کشمش ، خرما ، هفت مغز شامل گردو ، بادام ، پسته ، فندق و مانند آن ...، شیره ی انگور ، دارچین ، زعفران ، زرچوبه و ............ فراهم می آید و احتمالن سازمان ناسا (N.A.S.A ) هم بر استفاده از آن به عنوان سوخت موشک ها و شاتل های فضایی مطالعاتی داشته است !!! )

۴-رنگینک در شیراز

۵-خوراکی ها و ادویه جات گوناگون در خوزستان و گیلان و مازندران و آذربایجان و ..............

۶-انواع شیرینی های یزد و برخی شیرینی ها و خورشت خلال کرمانشاه

۷-شیرین پلو و فسنجون و « خورشت ماست » اصفهان

۸-فلافل هندی آبادان

۹-هلیم شیر

۱۰- قویت

۱۱-قوتو ی کرمان

و.....................

 

این ها همه و همه در جهاد بچه پس انداختن ایرانیان ، « آتش تهیه » و سوخت استراتژیک بوده اند !!

در این بین ، اندیشه ی جادویی (MAGICAL THINKING ) و ذهن جادو پرورایرانیان ،به آجیل مشکل گشا ، نیرویی اسطوره ای و افسانه ای بخشیده و یا شاید برای آبرو داری و ریا به « تقیه » ای آنتی سوشیال پرداخته و این آجیل را بخت گشا و هر مشکل گشا و طلسم افکن و افسون زدا شناسانده است !!!

در صورتی که شاید این آجیل آدمیان را در شب یلدا با هم آشتی دهد یا با گرد آوردن شان دور هم ، بخت دختران و پسرانی را نیز باز بکند ، اما کارکرد اصلی این آجیل گشودن گره ی کور ناتوانی جنسی جنس ذکور و شاید تا اندازه ای اناث محترمه و مکرمه بوده و دیگر کارکردها بیشتر با نیات و اغراض گوناگون بدان نسبت داده شده است !!

اکنون که سخن به این جا رسید ، دیگر تقویت کننده ها و افزونگر های میل جنسی مردان و تا اندازه ای زنان را فهرست وار می آورم :

۱-در صدر فهرست : خاویار طلایی و سپس سیاه

( در کتاب مرجع اورولوژی چنین نوشته شده که چنان چه این کالای گران بها با ویسکی و شامپاین خورده شود ، بیشترین سود را در افزایش میل جنسی مردان دارد.هرچند این کوکتیل (SEX COCKTAIL ) در کشورهای اسلامی به هیچ وجه پذیرفتنی و قابل توصیه نیست ، هر چند در بلاد کفریه ،  اماکن زندقه و ممالک ملحده  این معجون خواستار و مشتاق بسیاری داشته باشد !! )

۲-آجیل مشکل گشا و درصورت نبود بضاعت مالی و رفاه همیشه موعود :

نخودچی کشمش !

۳- سیر و پیاز خام

۴-رژیم سرشار از حبوبات

۵-سبزی جات تازه ، هر چه سبزتر بهتر

۶-انبه و موز و نارگیل و خرما و خرمالو و ..................

۷-جایگزینی روغن آشپزخانه با روغن زیتون و هسته ی انگور 

۸-و در مورد زنان : بوئیدن شکوفه ی سنجد !

و ۹- که اثر بسیار هم در مردان و هم در زنان دارد :

دنبلان یا بیضه ی گوسفند و گاو و به ویژه گاومیش و فیل و خرس و کرگدن و نهنگ ( وال )

۱۰-پودر شاخ کرگدن که در برخی مناطق جهان خرید و فروش بسیار دارد.

شب یلدای خوش و گرم و پر نشاطی را برای شما و خانواده ی ارجمندتان آرزومندم.  

 

 

 

در شب شیرین یلدای تان ، عشق به میهن و هم میهن را گسترش دهید و هر یک ایران بدی باشید که بر صداقت ، شرافت ، محبت و انسانیت پای فشاری داشته و آبادانی ، بهروزی ، بالندگی و بایستگی ایران زمین را از پروردگار راستی ، مهر و خرد ایمان و امید درخواست می نماید.  

 

 

 

 

کاش این مردم چون انار ، چون « سهراب »  و چون این « ایران » ، دانه های دل شان پیدا بود !

کاش دست کم « انار » بودیم ، نه « انبار » بخل و حسد و کینه و ریا و دروغ و نیرنگ و زیر آب زنی و  آدم فروشی و ..............!!!

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 19:31  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

زندگی , آرامش و دیگر هیچ

 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 9:12  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

زندگی , آرامش و دیگر هیچ

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 9:6  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

زندگی , آرامش و دیگر هیچ

 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 8:57  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

زندگی , آرامش و دیگر هیچ

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 8:56  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

زندگی , آرامش و دیگر هیچ

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 8:30  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

زندگی , آرامش و دیگر هیچ

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 8:25  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

كتاب سياه BLACK BOOK

 

 

دیشب یکی از بهترین و جذاب ترین فیلم های جنگی - پلیسی عمرم را دیدم که تماشای آن را به همگان سفارش می نمایم. فیلم به رخدادهای هلند در جنگ جهانی دوم و دستگیری و کشتار یهودیان و اعضای نهضت های مقاومت ملی اروپا و خودفروشی و آدم فروشی خواسته و ناخواسته برخی اعضای نهضت های آزادی و مقاومت ملی می پردازد.

ژانر پلیسی این فیلم در پاسی از فیلم ، بر جنبه های جنگی - بهتر بگویم ضد جنگی - ، درون مایه های انسانی / اجتماعی  و نیز داشته های اروتیک سرشار و فراوان آن آشکارا می چربد.

فیلم هنگامه های فراز فراوان دارد و آنی آدمی را از همراهی با رخدادهای گیرا و پر کشش آن رها نمی گذارد. با تماشای فیلم کتاب سیاه ( BLACK BOOK ) می آموزیم که رخدادهای دردناک تاریخ ، و به ویژه نسل کشی های وحشیانه و احمقانه ی آن را دست کم نگیریم و در نکوهش آن به خود تردید راه ندهیم.

تماشای فیلم   کتاب سیاه ( BLACK BOOK ) - كه داستان نفوذ جاسوسه ي هستريونيك / نارسي سيستيك زيرك و دورانديش يهودي به مقر مركزي گشتاپو در هلند است - را به همه ی آنانی که هم چون من دوست دار و دلبسته و شیفته ی سینما و نیز تاریخ - به ویژه تاریخ دو جنگ جهانی دوم و نخست - هستند ، به گونه ای جدی پیشنهاد می نمایم. این فیلم گیرا و پر افت و خیز جاسوس مدار و معماگونه را ساده و آسان از دست ندهید و یا به فردا نسپارید که به قول سهراب سپهری اسکیزوئید / آسپرگر عزیز ، « زندگی آب تنی کردن در حوضچه ی اکنون است. » 

در خانه نشستن و DVD دیدن را با هیچ چیز دیگر جایگزین نمی کنم.

هر چند با یاران نزدیک و صمیمی به دامان عریان و بی انسان طبیعت بکر رهسپار شدن یک استثناست.  

 

BLACK BOOK كتاب سياه

 

 

 

فيلم كتاب سياه BLACK BOOK FILM

 

 

BLACK BOOK MOVIE فيلم كتاب سياه

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 11:53  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

زندگي ، آرامش و ديگر هيچ

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 11:18  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

زندگي ، آرامش و ديگر هيچ

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 11:7  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

 

زندگی , آرامش و دیگر هیچ

 

بسیاری از پسران و مردان - شاید به واسطه ی ویژگی ها و صفات نرینه ی خود - ساده و آسان هنجار های اجتماع پر گزند و آفت مان را زیر پا می گذارند و به سادگی و به گونه ای وقیحانه حرمت دختران و زنان را له می نمایند. برخی دختران و زنان با ظاهر و کردار خویش در عمل پسران و مردان را در پیمودن این راه ناپسند و زیان بخش مورد تشویق و تحریک قرار می دهند. اما به راستی در این زمانه مقصر بیشتر بخش نرینه ی اجتماع است یا نیمه ی ماده ی آن ؟!؟ کدام یک نیازمند برخورد و مجازات اند ؟؟؟

در جست و جوي شوهر !

 

 

برخی را باور بدان است که اجتماعی گرفتار فساد و انحراف می شود که زنانش « زیادی » باشند و در رقابت با یکدیگر برای به دست آوردن مردان ، بها و ارزش روان و پیکر خویش را ارزان بفروشند. اینان بر این باورند که در چنین حالتی این خود زنانند که نخست و پیش از نیمه ی مردانه ، حرمت و کرامت انسانی و جایگاه اجتماعی خود را خدشه دار می سازند.

 

مردان

 

برخی دیگر این را تنها بهانه ای از جنس باورها و اندیشه های مردانه ( مردسالارانه ) می دانند و نیمه ی مردانه ی اجتماع را از روز ازل مسئله و مشکل دار ، وقیح ، خطاکار ، هنجار شکن و حتا هرزه بر می شمرند. آن چنان که سگ و گربه های نر ناسازتر و بی شرم تر از همانندهای ماده اش می نماید.

به راستی چه کسی مقصر است:

نیمه ی نرینه یا نیمه ی زنانه ؟  

      

 

 شوهران و زنان

 

 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 1:51  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

زندگی , آرامش و دیگر هیچ

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 1:38  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

زندگی , آرامش و دیگر هیچ

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 1:30  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

زندگی , آرامش و دیگر هیچ

 

 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 1:30  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

زندگی , آرامش و دیگر هیچ

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 1:17  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 1:16  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

خودشیفتگی

 

 

خودشیفتگی ( Narcissism ) همواره منفی و بیمارگونه نیست.

همه ی آدمیان و جانوران و گیاهان برای ادامه ی بقا و زندگی و صیانت نفس شان به درجات و تندازه هایی از خودشیفتگی یا نارسی سیزم نیازمندند و گر نه در همان اوان زندگی در برابر بلاها و مخاطرات وا داده و از بین می روند. از این دیدگاه ، « خودشیفتگی » هم چون « فرصت طلبی » نشان می دهد که همواره منفی و بیمارگونه و اختلال نبوده و نخواهد بود.

بزرگ ترین دانشمندان و اندیشمندان گیتی در طول تاریخ از خودشیفتگی پر و پیمانی بهره داشته اند. بی پایه نیست اگر بگوییم که تاریخ را نارسی سیستیک ساخته اند ، هر چند بسیاری از کوشش های بنیادین و پایه های این پیشبرد را نخست ، اسکیزوئید / آسپرگر ها کشف و پایه ریزی نموده و به نارسی سیتیک ها واگذار نموده اند و سپس نارسی سیستیک ها آن را به دوش وسواسی - جبری ( Obsessive - Compulsive ) ها و افسرده منش ( Depressive ) ها گذاشته اند تا آنان بلا وجدان کاری بالای خویش بسازند و نگاه دارند !

 

خودشیفتگی

 

بیشتر اندیشمندان ، فیلسوفان ، نظریه پردازان ، پایه گذاران مکتب ها ، راهبرد نویسان ، پزشکان ، روان شناسان ، نویسندگان ، مترجمان ، هنر مندان و سینما گران « نارسی سیستیک ( خودشیفته ) » بوده و هستند. این واقعیت درباره ی سیاست مداران و رهبران سیاسی جهان که آشکار تر از خورشید است !!

اما مرز خودشیفتگی و فرصت طلبی مثبت و سودمند با خودشیفتگی بیمارگونه و اختلال ساز ، تنها در سالم ماندن کارکردهای شخصی ( حرفه ای و شغلی ، تحصیلی ، ............. ) و روابط بین فردی نرمال و دیرپا در خودشیفتگی مثبت و از دست رفتن آن ها در نوع بیمارگونه و مختل نیست.

تشخیص و جدایی خودشیفتگی مثبت و سودمند و پیشرفت آور از خودشیفتگی منفی مختل و نابود کننده ، در این است که در خودشیفتگی مثبت و سودمند فرد در حالی که از هر فرصت مشروع و اخلاقی ممکن - ولو از دیدگاه برخی این گونه عنوان نشود - برای پیشرفت و ارتقای شخصی خویش بهره می جوید ، و در همین حال این رویکردها را صمیمانه در اختیار دوستان و چه بسا رقیبانش قرار می دهد و در واقع به بالا بردن خود و پایین کشیدن آن ها دست نمی زند.

خودشیفته ی مثبت - هم چون « سیمین بهبهانی » و « پوران فرخزاد » ، « احمد میر علایی » ، « چیستا یثربی » ، « احمد طالبی نژاد » ، « نصرت الله کریمی » ، « مرتضی احمدی » ، « اردشیر رستمی » ، « علی دهباشی » ، « سهیل آصفی » ، « محسن آزرم »  و ............  از هر فرصتی برای پاسداشت و سپاس گذاری از بزرگان و کوشش گران و تقدیر و تحسین آنان و یادآوری رنج ها و درد های شان سود می جوید. هر چند در پس این تقدیر و تحسین و تشویق ها به گذاردن رد پا برای دوران پس از مرگ و گونه ای ماندگاری و مطرح شدن خویش نیز بیندیشد. اشکالی دارد ؟!؟

به هر حال ، نابرده رنج ، گنج ( !! ) میسر نشود. 

 

 

جلال آل احمد

 

 

استالین

 

 

GOBBELS گوبلز

 

اما خودشیفتگی منفی و بیمار گونه و مختل و در نهایت نابود کننده ، به ویژه اگر هم چون « جلال آل احمد » و بسیاری دیگر از ما ایرانیان و  « دکتر گوبلز » و « لنین » و « استالین » و بسیاری دیگر از جهانیان ، با ویژگی های پر رنگ و بیمار گونه ی شخصیتی مرزی و آشفته ( Borderline ) همراه و پیوسته باشد ، در عین حالی که همواره به ارتقا و پیشرفت و ایده آلیزه ( Idealization ) و رویایی ساختن خویش مشغول است ، هم زمان از هر فرصتی برای یورش به آثار و اندیشه ها و شخصیت و حرمت دیگران - به ویژه رقیبان مطرح و نا مطرحش - و له کردن و در گنداب فرو بردن و بی قدر و منزلت و ارزش ( Devaluate ) نمودن شان بهره می گیرد. 

آری ، مرز خودشیفتگی مثبت و سودمند و به پیش بر با اختلال شخصیت خودشیفته این نکته ی هویدا و آشکار است. هر چند فرد دچار اختلال شخصیت خودشیفته ، از کارکرد و کامیابی های حرفه ای ، تحصیلی بالا و حتا روابط بین فردی به ظاهر پر و پیمانی برخوردار باشد.

     

صدام

 

 

 

سقوط دیکتاتور

 

 

 

 

هیتلر

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 11:41  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

 
دید کهنه را رها کن - به درکی نو برس !
 
 لطفن در صورت تمایل برای تهیه ی کتاب ها مزاحم انتشارات « نور دانش » نشوید ، چون تا اطلاع ثانوی این کتاب ها را در اختیار ندارد.
دانشجویان و اینترن های دانشگاه علوم پزشکی تهران و دیگر عزیزان ، از هفته ی آینده امکان تهیه ی این کتاب ها را از کتابفروشی انتشارات پزشکی « ارجمند » دارند.
 
 شاد و پیروز و آسوده باشید.
 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 15:6  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

زندگي ، آرامش و ديگر هيچ

 

 

 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 12:20  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

زندگي ، آرامش و ديگر هيچ

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 12:17  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

زندگي ، آرامش و ديگر هيچ

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 12:15  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

زندگي ، آرامش و ديگر هيچ

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 12:12  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

زندگي ، آرامش و ديگر هيچ

 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 11:29  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

زندگي : آرامش ، مهر و شادي

 

 اجتماع ايرانيان در نگراني ست.

چه در مام ميهن ، و چه در غربت فرنگ.

و دختران و زنان ايراني نگراني هايي بيش از پسران و مردان سرزمين شان داشته و دارند.

گستاخي برخي و متأسفانه بسیاری از نرینگان وطن ، اندازه و افسار گسیخته است.

حرمت و کرامت و شرافت دختران و زنان ایرانی - در اجتماع داخل و حتا خارج کشور - از سوی بسیاری از هم میهنان نرشان به چالش و ریشخند کشیده شده است. به راستی چرا گستاخی و وقاحت نرینگان میهن مان این چنین آسان از حد و مرز و اندازه پا به بیرون می نهد ؟!؟

حرمت شکنی زبانی ، چشمی و حتا پیکری ، از مرزهای نابهنجار به فراسوی هرزه گری و هرزه درآیی رسیده است و باز این زنانند که باید تاوان نابرادری و پستی و پلشتی بسیاری از نرینگان هم میهن شان را پرداخت کنند. ای کاش یک سوم و حتا یک پنجم سخت گیری ای که بر دختران و زنان روا داشته می شد و می شود ، در حق این نامردان اعمال می شد.

من از سهل الوصول بودن و مهر طلبی بی اندازه ی بسیاری از دخترکان و زنان ایرانی - که گاه تا حد و مرز هرزگی و جلف مداری و خودفروشی رایگان نیز نمایان می شود - گله و شکایت فراوان دارم ، اما پستی و پلشتی و دنائت بسیاری از هم جنسان خودم برایم آشکار تر و چشمگیر تر ست.

  می خواهم در چند نوشته از نبود امنیت انسانی و اجتماعی لازم برای دختران و زنان میهن مان بنویسم. و از کاستی و نبود مهر ، آرامش ، احترام و شادی و لذت در این نیمه ی ستم کشیده و بر خویش ستم روا داشته ی این سرزمین سرگردان.

هر چند چشم فرو بستن بر واقعیات و انکار و نادیده گرفتن آن ها از دیرپا ترین و سترگ ترین آموخته ها ،  داشته ها و هنرهایی ست که نزد ما ایرانیان است و بس !

و انکار و نادیده انگاشتن واقعیت ، از ناپخته ترین مکانیزم های دفاعی ناپخته ( IMMATURE ) ی آدمیان است.  

 

 

راز سرگرداني ما ايرانيان

 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 14:30  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

زندگي ، آرامش و ديگر هيچ

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 13:52  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

زندگي ، آرامش و ديگر هيچ

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 13:51  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

اشك ها و لبخندها

 

فیلم « آواي موسيقي » كه در ايران با نام « اشك ها و لبخندها » شناخته شده است ، شايد برجسته و بزرگ ترين نوستالژي چند نسل اين گوي خاك و آب باشد. این فیلم از اندک فیلم هایی ست که چند نسل را در کنار همدیگر بارها و بارها به تماشای خود نشانده است.

اگر من مدیر دوبلاژ یا مدیر فروش فیلم در این سرزمین همیشه سرگردان بودم ، آن را با نام  « و خداوند را با عشق و آواز بخوان » عرضه کرده و می شناساندم. این فیلم ارزشمند و ماندگار بی گمان در بالای فهرست فیلم های « سینمای معنویت گرا » قرار می گیرد. فیلمی که باور و دلبستگی و پشت گرم داشتن به پروردگار را با بیشترین شیوایی و زیبایی نه فقظ به کودکان ، که به بزرگ سالان و نیز کهن سالان می آموزد.

بگذریم که آدمی تا واپسین نبض و نفس ، کودک و گاه خردسال باقی می ماند و از این رو همواره به بازی و بازیچه نیازمند است. و یکی از بهترین این بازیچه ها و « بهانه های ساده ی خوشبختی » ، همانا  تماشای فیلم اشک ها و لبخندها ( آوای موسیقی ) است. سخن من بی پایه و بنیاد نیست. این از جمله اندک فیلم هایی ست که شمار فراوانی از جهانیان اول و دوم و سومی و احتمالن چهارمی ، ده ها و صد ها و گاه هزاران بار به تماشای دوباره اش نشسته اند و هر بار نیز از دیدنش لذت فراوان برده اند.

سینمای معنوی ( معنویت گرا ) می بایست این گونه باشد. ژست و شعارهای عوامانه و آبکی را تحویل معدود مخاطبان سهل طلب دادن ، سینمای معنا مدار و معنویت گرا نیست.

دوبلاژ حرفه ای و خاطره انگیز این فیلم ، همچون موسیقی ماندگار و دلکش آن ، همچون سریال ارزشمند و جاوید « دایی جان ناپلئون » ، هر بار به آدم - حتا اگر شهروند خط صفر و درجه ی هفتمی در آستانه ی جنگ و نیستی باشد - آرامش و شادی می بخشد.

و آرامش و شادی بزرگ ترین دارایی ، بی کران ترین اندوخته و سرشارترین ثروت برای هر جانداری ست.

 

 

اشك ها و لبخندها

 

 

اشك ها و لبخندها

 

در باره ی این فیلم باز هم باید نوشت .................

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 13:19  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

آدمي جانوري گوياست

 

اين فلسفيدن ها به ما ايرانيان آموخته است كه آدمي اشرف مخلوقات است و بر گيتي و آفرينش هر چه در آن است ، چيره !

اينست كه ما خود را بسيار دست بالا مي گيريم و به پندارهاي ابر تواني و همه چيز تواني ( OMNIPOTENCE ) خویش پناه می بریم و گمان می کنیم که در این کهکشان های بی پایان ، چیزی و کسی هستیم و نمی دانیم که با بادی می لرزیم و با گردبادی به هوا و فنا می رویم !

ما آدمیان در کره ای خاکی به سر می بریم که این دنیای خاکی خود قطره ای ناچیز از کاینات و کهکشان هاست  و ما خود جزیی ناچیز از این کره ی خاکی ایم و گمان داریم که پروردگار همه ی چشم خویش را بر ما و پیرامون ما گشاده و دست از دیگر آفریده ها و پرورده های خود شسته است !

چه خیال خامی !!

همین پندارها و گمان های بی هوده است که زندگی را بر ما ایرانیان بر خود سخت گیر ، دشوار می سازد. این اباطیل را یک بار برای همیشه باید رها سازیم.

ما تنها و تنها در همبستگی و پیوستگی با جهان معنا و مفهوم می یابیم و جز آن چیز زیادی نیستیم. نقشی خرد و ناچیز بر دوش و عهده ی ماست که با مرگ و تجزیه ی پیکر مان از ما ساقط می شود تا ذره های تن و انژی روان مان در موجودی دیگر و زندگی ای تازه هویت یابد و به آغازی شاید.

زندگی بازی ای زودگذر است. خور و خواب و خشم و شهوت می طلبد و البته بی معنا و معنویت از اعتبار و ارزش لازم بی بهره می ماند. این بازی با عنصر طنز ، آب و رنگی تازه می گیرد و طنز و خنده و شادمانی و خوش کامی نیازمند بازیچه است. و بازیچه همان بهانه های ساده ی خوشبختی ست.

بهانه هایی چون بهانه های ساده ی آقا مجید جوبچی ظروفچی فیلم سوته دلان. که این به ظاهر « عقب مانده » را فرسنگ ها و سال ها از پیرامونیان خویش به پیش رانده است.

« بهانه های ساده ی خوشبختی » در مکتب « رفتاردرمانی شناختی » اصلی جدی و دیرپا و شناخته شده است. این بهانه ها را برای خود بیافرینیم تا زندگی برای مان با پوچی های فلسفی و تلخ کامی همراه نشود.

گام نخست به باور من انجام دادن هر آن چیزی ست که آن را در کودکی و نوجوانی تان ناتمام گذاشته اید. از تن تن خواندن و کارتون دیدن باشد تا ملچ و مولوچ پس از خوردن آلبالو خشکه و لیسیدن تمبر و لواشک آلو !

و این پند و اندرز را از من و این وبلاگ با خود به یادگار برید :

" بازی و بازیچه را تا واپسین دم زندگی با خود همواره همراه سازید که زندگی دمی و بازی ای زودگذر بیش نیست !!! "

همشهري كين گواهي بر يك عمر كوشش ناسودمند در گريز از اينبازي و چشم فرو بستن بر اين " بازيچه " هاست كه به حسرتي ناكام در واپسين دم درباره ي همين " بنياد " زندگي مي انجامد.

 زندگي جز بازي و بازيچه نيست. بازيچه هاي ساده ي خوشبختي آفرين را از دست ندهيم.

 

 

همشهري كين     

 

 

 

همشهري كين

 

 

همشهري كين

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 12:1  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

 

 

و یکی از بدبختی های ما ایرانیان ، فلسفه زدگی ماست.

نه این که اهل فلسفس اندیشیدن یا فلسفه خواندن باشیم.می فلسفیم.همین جوری !

و برای همین و در پی این پندارهای شبه فلسفی مان ، زندگی را برای خود و پیرامونیان مان سخت و دشوار می نماییم. بار زندگی را بر دوش مان گران کرده اند ، خود نیز گران ترش می کنیم.

و یکی از مهم ترین چیزهایی را که در زندگی نادیده می گیریم ، ساده زیستی ست و برای خویش زیستن. این گونه است که « بهانه های ساده ی خوشبختی » را ساده و آسان گم می کنیم و از دست می دهیم.

زندگی بازیچه ای بیش نیست. « بازیچه ها » را باید در زندگی بسیار مهم و سرنوشت ساز گرفت.

بزرگان دانش و اندیشه نیز در زندگی واقعی شان - و نه آن زندگی پر بار و جدی مصنوعی که برای شان با تحریف فراوان آفریده اند - بازیچه هایی کم یا بسیار داشته اند. این واقعیت را باور کنیم که هیچ بزرگ مرد یا زنی بی بازیچه نبوده است. آفرینندگی ( CREATIVITY ) بی بازی و بازیچه معنا و مفهومی ندارد.

برخی از بزرگان دانش و اندیشه ، خود آفرینش را نیز بازی و بازیچه می دانند !

 

واپسين دم مرگ

 

به راستی هیچ اندیشیده ای که دم مرگ و در آن واپسین نفس ها و نبض ها به چه می اندیشی ؟

به شمار کتاب های منتشر و مقالات علمی پذیرفته شده ات ؟

یا حساب بانکی انباشته و ساختمان های بر پا شده تان ؟

به هیچ کدام !

دم مرگ و در آن واپسین لحظه ها به هیچ یک از این ها نمی اندیشی. یاخته های حافظه و خاطره ات در آن دم خوب به کار می افتند و تو و اندیشه ات را به سفر می برند. به سراغ آسان از یاد برده هایت !

دم مرگ به پیروزی ها و کامیابی های به ظاهر بزرگت چون استادی و سرداری و شوکت و ثروتت نمی اندیشی !

دم مرگ به همان آش رشته ی لذیذ مادر بزرگ مادری ، ترشی و مربای خوشمزه ی مادربزرگ پدری ، شیطنت های دوران کودکی ، ولگردی های دبیرستان و دانشگاه ، سفرهای دوران جوانی به دامان طبیعت و افسار گسیختگی های روز و شب های خاطره انگیز پیش از ازدواج می اندیشی. به عشق و شور های ماندگار !!

بازیچه ها را باید و باید در زندگی جدی گرفت که زندگی پر هیاهوی ما در این گیتی بی کران جز قطره و بازیچه ای بیش نیست .......

 

      

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 11:20  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

سوته دلان

 

اما دلايل ناشادي و نگراني ما ايرانيان تنها به نبود رفاه اجتماعي يا سايه ي رو به فراگيري جنگ برنمي گردد.

ما ايرانيان چند سده است كه به غم و اندوه و گريه و عزا و ماتم خو گرفته ايم و فقط با رخدادهايي نادر و البته بزرگ و آن چناني شادمان مي شويم. رخدادهايي كه هر چند گاه يك بار رخ مي دهند و در ايران كميابند.

در كار كلينيكي خود بسياري را ديده ام كه از نداشتن شادكامي رنج مي برند و البته اختلال ( بيماري ) افسردگي ندارند. برخي - نه همه - شان  افسرده خويي ( ديس تايمي ) دارند. بيشتر به گونه اي مزمن ناشادند و به دنبال شادي نيز نيستند.

براي شادمان شدن - گر چه لحظه اي و ساعتي - رخدادي شگفت انگيز لازم نيست.

بهانه هاي ساده ي خوشبختي كفايت مي كند.

بهانه هايي از دست بهانه هاي ساده ي خوشبختي و شادماني " آقا مجيد ظروفچي جوبچي " فيلم سوته دلان ! 

و نگوييم كه آقا مجيد دوست داشتني اين فيلم ،عقب افتادگي ذهني و هوشي دارد كه آن گاه چون به ظاهر عاقلان پيرامونش ما نيز همه عمر دير مي رسيم !!    

 براي بسياري از ناشادي هاي ما همين " بهانه هاي ساده ي خوشبختي " بس است.

دو سه گلدان سبز يا رنگين ، موسيقي هاي دلكش ، آرشيوي از فيلم ها و كتاب هاي دل انگيز و دوست داشتني ، چند تابلوي نقاشي - و يا حتا پوستر - پر مايه و خاطره انگيز ، و اشياء و اسبابي به سليقه ي نوستاليك و يا مدرن به خوبي مي توانند به زندگي مان آب و رنگ و جلوه و معنا بخشند و بهانه هاي ساده ي خوشبختي مان در كاخ زيباي تنهايي هاي مان باشند.

سفرها و تورهاي يك روزه ، راه پيمايي در پارك و كوه ، سينما يا استخر رفتن ، بولينگ يا بيليارد ، كافه و رستوران هم به خوبي مي توانند دورچين بشقاب زندگي باشند.

حساب بانكي پر و پيمان ، اتومبيل آخرين مدل ، كاشانه ي رِويايي ، همسر پري چهر و پري پيكر ، سفر فرنگ و تور دور دنيا و مهاجرت به جزيره ي آرامش و حتا اطمينان كافي از رخ ندادن جنگ را بايد رها نمود.

كه " زندگي آب تني كردن در حوضچه ي اكنون است ! "

براي شادكامي بايد به دنبال بهانه هاي ساده ي خوشبختي گشت.

بهانه هايي از جنس بهانه هاي ساده ي خوشبختي " آقا مجيد ظروفچي جوبچي " كه زنده ياد علي حاتمي آن را در زيباترين و ماندگارترين ساخته اش - سوته دلان - به دل انگيز ترين گونه به تصوير كشيد.

در اين باره خواهم نوشت ...................

 

شهره آغداشلو در فيلم سوته دلان 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 13:22  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

بهانه هاي ساده خوشبختي - سوته دلان

 

 

اگر قرار باشد ده فيلم دوست داشتني ام را با خود در هنگامه ي پدافند و دفاع غير عامل نامتقارن به جزيره ي آرامش يا قهوه خانه ي سر پيچ غياث آباد ببرم ، بي شك نخستينش « دایی جان ناپلئون » و دومینش « سوته دلان » است.

زمانه ی ناسور و ناجوری ست.

نه همای سعادت ، که لاشخور جنگ بر بالای سرمان پرواز می کند و کلاغ فقر و نداری و نا ایمنی از امروز و فردا پیش روی مان نشسته است تا هم چون « پات ( سگ ولگرد ) »  چشمان نامیشی مان را در آورد و چون آن روان پریش « سه قطره خون » شکم مان نه با تیله ، که با منقار آلوده اش از هم بدرد !

در این هیاهو شماری اندک در رفاه و شادکامی و به ظاهر بی دغدغه و بی دردند و بسیاری به دشواری و با درشتی روزگار می گذرانند. من در گروه نخست قرار ندارم.

واپسین ماهی ست که کمک هزینه ی تحصیلی ۲۷۸ هزار تومنی متأهلی دوران دستیاری روان پزشکی را دریافت می کنم و جز آن ، روزمزدم. هم چون دیگر روزمزدان.

و روزمزد فرقی نمی کند که دکتر باشد یا مهندس یا فروشنده یا گچ کار و نقاش و عمله !

روزمزد ، روزمزد است !!

کار باشد ، درآمد دارد و شادمان و سربلند راهی کاشانه می شود و کار نباشد ، جیب خالی و شرمنده و سرافکنده به خانه می رود.

من نیز بعد از ظهرها چون بسیار دیگر از پزشکان ، روان کاوان ، روان شناسان ، مشاوران ، مددکاران و ..........  بخش خصوصی روزمزدم. روزمزد، امنیت حرفه ای و اجتماعی ندارد.

 

 

ادامه دارد ..................

سوته دلان : بهانه هاي ساده خوشبختي     

 

 اين نوشته ادامه دارد .............

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 12:31  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

بحران هويت

 

مشکلات هویتی ( IDENTITY PROBLEM ) یا به بیان شیواتر ، بحران هویت ( IDENTITY CRISIS ) بیداد می کند.شاید به همین دلیل است که اکنون این روزها صفت و اختلال شخصیت مرزی و آشفته ( BORDERLINE PERSONALITY TRAIT & DISORDER ) با ابهام و سرگشتگی هویتی ( IDENTITY DIFFUSION ) ویژه ی خود - که برابر با اختلال خلقی دو قطبی ملایم و نرم SOFT BIPOLAR MOOD DISORDER دانسته می شود - بیش تر از پیش تشخیص داده شده و به چشم می آید.

نه فقط جوانان که یک نسل پیش از جوانان یعنی نسل میان سال نیز دربند و گرفتار آن هستند.

این گونه است که شمار فراوانی از نسل میان سال - به ویژه در تهران بزرگ - به دنبال پیمان شکنی و جست و جوی روابط عاطفی و ج.ن.س.ی خارج از زناشویی می روند و بسیاری از جوانان تن و جان به شیشه و اکس و کراک و تریاک می سپرند.

به زودی و به یاری پروردگار - این یگانه ترین پشتیبان - درباره ی این اختلال روان پزشکی به طور مفصل خواهم نوشت.

 

 

بحران هويت

 

 

بحران هويت

 

 

بحران هويت

 

 

بحران هويت

 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 12:1  توسط دکتر بهنام اوحدی 

>