
نه فقط در میهن رو به رشد ما ، که حتا در جهان نخست و کشورهای پیش رفته نیز بسیاری از مردمان نگرش درست و منطقی ای درباره ی داروهای اعصاب و روان ( روان پزشکی ) ندارند.
بسیاری از مصرف این گونه داروها هراس دارند ، چرا که نگران آن هستند که با مصرف چند ماهه ی این داروها ، تا پایان عمر ناتوان از کنار گذاشتن این داروها بوده و بدان معتاد شوند.
این نگرانی بی گمان قابل ستایش و پذیرش است ، اما باید دانست که جز چند مورد انگشت شمار از داروهای اعصاب و روان - همانند آلپرازولام ( زاناکس ) ، متیل فنیدیت ( ریتالین ) ، و ..... - بیش تر داروهای روان پزشکی خطر پدید آوردن وابستگی ( اعتیاد) را به همراه ندارند و در بسیاری از موارد پس از بهبود و کنترل اختلال ( بیماری ) اعصاب و روان مراجع به آسانی قطع و کنار گذاشته خواهند شد.
مشکل اصلی این است که بسیاری از اختلالات ( بیماری های ) روان پزشکی - که ساختاری زیست شناختی و مغزی دارند - شفای قطعی نداشته و تا پایان عمر در فراز و فرود با فرد باقی می مانند.

روبه روي من نشسته و به من مي نگرد، زخمي عميق روي بيني اش به چشم مي خورد. چشم راستش کاسه خون است و زير چشمش کاملاً کبود شده، اينها همه نشانه يک ضربه مغزي شديد هستند. مبتلا به اپي لپسي است اما از دو سال پيش با مصرف منظم داروها ديگر تشنج نداشته است، تا ديروز که مجدداً تشنج کرده و به اين صدمه ها منجر شده است.