ماه نامه فردوسی : جناب آقای دکتر اوحدی لطفا خودتان را معرفی کنید .
بهنام اوحدی , زاده ی هفدهم فروردین ماه 1352 خورشیدی در اسپهان ( اصفهان ) هستم.
در گستره ی روان پزشکی و سکسولوژی بالینی و اجتماعی به کار و کوشش می پردازم.
افزون بر روان درمانی , رفتار درمانی شناختی و دارو درمانی , از درمان های تکمیلی و غیر دارویی هم چون موسیقی درمانی ,
هنر درمانی , فیلم درمانی , کتاب درمانی و درمان با جانوران و گیاهان خانگی و
آپارتمانی نیز در حوزه ی کاری خود سود می جویم.
ماه نامه فردوسی : شما در چه زمینه ای
فعالیت دارید ؟
من روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی , زناشویی و خانوادگی هستم. به درمان
اختلالات اعصاب و روان می پردازم اما بیشتر کوشش خود را در زمینه ی سکسولوژی
بالینی و اجتماعی , زوج درمانی و خانواده درمانی به کار گرفته و می گیرم. واپسین
مدرک تحصیلی من بورد تخصصی اعصاب و روان از دانشگاه علوم پزشکی تهران است.
اما ورود من به سکسولوژی بالینی ( سکس تراپی ) و اجتماعی به پیش از آغاز تحصیل
روان پزشکی باز می گردد.
ماه نامه فردوسی : لطفا در باره چگونگی ورودتان به این حوزه – روان پزشکی
جنسیت - برای خوانندگان ما توضیح دهید .
حرفه ی پزشکی از پدر و پدر بزرگم به من رسید. بگذریم که در زمانه ی ما بیشتر
بچه ها از همان دوران کودکی دوست داشتند که یا جراح قلب بشوند و یا جراح مغز و یا
هر دو !
پدرم جراح و متخصص زنان و زایمان است.
پزشکی از پدر به او رسید. پدر بزرگم نیز
این حرفه را از پدران خود و هم چنین دایی اش دکتر میرزا احمد خان محئی – بنیان
گذار نخستین بیمارستان در اصفهان ( بیمارستان احمدیه ) - به ارث برده بود. در
خاندان پدری پزشکان فراوانی وجود داشته و دارند. پدر بزرگم , دکتر حسین اوحدی , نخستین رئیس و بنیانگذار بیمارستان محمدرضا
پهلوی پیشین ( دکتر علی شریعتی امروز ) اصفهان بود و پدرم , دکتر بیژن اوحدی , هم
در بخش زنان و زایمان آن جراحی و زایمان می نمود , بنابراین من از همان سال های
نخست کودکی در مطب و بیمارستان همراه این دو بودم و چهره ی بیماران دردمند و رنجور
و ناتوان همواره پیش رو و در یاد و خاطرم
بود.
افزون بر این , در طی دوران عمرم همواره گوش و چشم های گشوده ای بر شنیده ها و
دیده ها داشتم , گویی کنج کاوی و جست و جو با سرشت من در هم آمیخته بود. از همان
دوران کودکی می دیدم که کودکان پرسش ها و کنج کاوی های فراوانی نسبت به واقعیت های
گیتی و از جمله جنسیت دارند و شنیده ها و دیده ها را با همسالا ن و دوستان در میان
می گذارند.
اما آموزشی درباره ی این گونه مباحث انجام نمی گرفت و من لزوم وجود این گونه
آموزش ها را احساس می کردم. چیستی و چگونگی شکل گرفتن تعارضات و گره های فرو خورده
ی جنسی در طول دوران تحصیل برای هر بینا و شنوای هوشمندی هویدا بود. آشکارا می
دیدم و می شنیدم که برخی چه زمان گران بهایی را صرف پندارها و کردارهای جنسی می
نمایند و از جست و جو در دیگر عرصه ها به دور می افتند.
با ورود به دانشکده ی پزشکی امکان پی گیری آکاد میک مبحث جنسیت برای من فراهم
شد. از همان آغاز درس های آناتومی , فیزیولوژی و پاتولوژی کوشش نمودم تا پرسش
نادانسته ها و کم دانسته های پیشین را بیابم و به کاستی ها و خرافه های ذهنی ام که
از اجتماع عقب مانده و ساده انگار سرچشمه می گرفت , پایان بخشم.
با گذر از دوره ی علوم پایه و ورود به دوره ی بالینی – به ویژه بخش های یورولوژی
( جراحی کلیه و مجاری ادراری – تناسلی ) , زنان و زایمان و روان پزشکی – گشوده شدن و گذار از گره های ذهنی بیش از پیش
برای من جست و جو گر و کنج کاو فراهم شد.
پدرم و همکارانش – به ویژه خانم دکتر سوسن نوروزی - در گستره ی زنان و زایمان
, دکتر بهمن آستانه و دکتر شجاعی در بخش یورولوژی و دکتر خلیل مومنی و دکتر محسن
معروفی در بخش روان پزشکی پاسخ گو و راهنمای من در رسیدن به پاسخ پرسش های یک عمر
خودم و دوستان دوران دبستان , راهنمایی , دبیرستان و دانشگاهم بودند.
یک و نیم سال پایانی دوره ی پزشکی عمومی – دوران اینترنی - برای من سالی
سرنوشت ساز شد. سه ماه پس از آغاز این دوره , خاتمی در رخدادی اجتماعی پر شوری
برنده ی انتخابات شد و در عمل پروژه ی موسوم به « اصلاحات » آغاز گشت.
من از همان دوران کودکی و دبستان درگیر و گرفتار جدی مطالعه ی کتاب و مجلات و
تماشای فیلم بودم . با از راه رسیدن سال های دبیرستان , خواندن هر روزه ی روزنامه
هم به آن افزوده شد. این دلبستگی ها از مدت ها پیش مرا دچار این پرسش و درگیری
ذهنی ساخته بود که آیا اصولا برای من امکان ادای دین به میهن و هم میهن – آن گونه
که باور داشتم – در رشته ی پزشکی فراهم می شود یا نه.
در دوران اینترنی شاهد چندین زایمان نامشروع و بدتر ازهمه زایمان های ناشی از
زنای با محارم بودم که سخت برای من جوان آرمان گرا و باورمند تکان دهنده و اندوه
آور بود. پیش تر روایت های بسیاری از گستردگی دیگر کژکاری های جنسی – از جمله
آمیزش جنسی با حیوانات - شنیده بودم با
این همه تاب آسان دیدن و ساده انگاشتن و شکیبایی نمودن بر رشد و گسترش این گونه
مشکلات و آسیب های جنسی – روانی – اجتماعی را نداشتم. مدت ها اندیشیدم.
همه ی این رخدادها درست هنگامی رخ داد که دوران پیش تازی سیاست و فلسفه بود و
گروه های موسوم به دوم خردادی به انتشار چکیده ی دانسته ها و آموزه های فلسفی و
علوم سیاسی شان در سال های دوری از قدرت به عنوان راهبردی بنیادین در گذار به
دوران چیرگی دانش و عصر دانایی و رنسانس می نگریستند و کوشش داشتند. اما واقعیت
این بود که آنان در عین داشتن و به کار بستن راهکارهای بسیار , در عمل راهبردهای
عملی به روز و کارآمدی نداشتند و از این رو در عمل – نه شعار – نتوانستند توسعه و
رشد علمی – فرهنگی و اجتماعی لازم را پدید آورده و هدایت کنند. بدلیل سرشت و شخصیت
سیاسی بیشتر طیف های این پیوستار موسوم به چپ اسلامی اینان از همان روزهای نخست
دست یافتن به مقام های سیاسی و منصب های اجرایی , خود در عمل و بر خلاف شعارهای
انتخاباتی شان مانع مشارکت توده و لایه های گوناگون اجتماع شدند.
من دیگر دانش آموخته ی پزشکی شده بودم و در چهارچوب طرح پیام آوران بهداشت (
سپاه بهداشت پیشین ) دوران خدمت سربازی ام را در روستاهای کوهستانی و محروم استان
چهارمحال و بختیاری می گذراندم که آسیب های روانی – اجتماعی دیگری را دیدم و بر
دانسته هایم افزودم. آن هنگام مجلس ششم نیز به دست نامزدهای اکثریت افتاده بود اما
هنوز از پی گیری و به کار بستن راهبردهای بنیادین علمی – فرهنگی و اجتماعی خبری
نبود.
پدرم در هفته هر روز پنج روزنامه سراسری دوم خردادی را برایم می خرید که هم چون گذشته بیشتر به بیان و نقد چکیده ی آراء
و اندیشه های تئوریک فلسفه و علوم سیاسی هم چون پوپر , کانت , هگل , دکارت ,
هابرماس و معادل و مشابه های میهنی و وطنی آن ها می پرداختند و من شنبه به شنبه آن
ها را با خود به تاریکخانه ی تنهایی مشرف به تالاب چغاخور می بردم و مطالعه می
نمودم.
چه ساده انگارانه دوم خردادی ها , جبهه مشارکتی ها, نهضت آزادی ها و ملی –
مذهبی ها می اندیشیدند که با چاپ آراء و
اندیشه های فیلسوفان غرب و ایرانیانی هم چون شریعتی , سروش , بازرگان و مانند آن
ها این اجتماع سده ها عقب نگهداشته شده به دوران چیرگی دانش و توانمندی دانایی می
رسد !
روزنامه نگاران و سخن وران در نقد و بیان اندیشه های خردورزان فرنگ می تاختند
و آنی ژرف نمی اندیشیدند که اجتماع ما بسیار پیش تر از این سخنان هنوز دربند و
گرفتار دستگاه گوارش و آمیزش – شکم و زیر شکم در اسارت خور و خواب و خشم و شهوت –
می زید و در جایگاهی فرومایه تر از لایه ی خاکستری مغز , جاهایی پیرامون دستگاه
لیمبیک , هیپوکامپ , آمیگدال کنار هیپوتالاموس , هیپو فیز و شاید در برخی نقاط میهن حتا در ساقه ی مغز و پیاز نخاع و نخاع به
سر می برد.
بزرگواران دوم خردادی و پارا دوم خردادی گمان می داشتند که هنگامه ای همتای
انقلاب فرانسه است از این رو الگو نویسی و گرته برداری از نوشته ها و اندیشه های
ژان ژاک روسو و ولتر تا پوپر و دیگر اندیشمندان معاصر را چاره ی کار می دانستند و
نفهمیدند که اجتماع در دوران پیش از رهایی از اندیشه های ویکتوریایی بوده و خیزی
هم برنداشته است.
اینان هم چون انقلابی های کامیاب و چیره ی فرانسه به پالایش و والایش غریزه می
اندیشیدند تا زیست مایه در پیشگاه قدرت
شورمایه ی سیاست شود اما چیرگی فناوری های پیشرفته ی دوران بر غریزه را در یاد نیاوردند.
آرمان گرایان ناکام دهه ی 1350 و 1360
خورشیدی همه با هم آرمان گرایی ناکام دیگری را چهارچوب پروژه ای به نام « اصلاحات
» آغاز نموده بودند , در حالی که چشم و
گوش خویش را بر کارنامه و کوشش های پیشتازان عرصه ی روشنفکری یک سده پیش تر این
سرزمین هم چون فتحعلی آخوند زاده , ملکم خان اسپهانی , میرزا آقا خان کرمانی ,
طالبوف تبریزی .......... و سپس تابو
شکنانی هم چون ایرج میرزا , صادق هدایت , فروغ فرخزاد و ........... همراه با
سینماگران خرافه ستیزی همانند نصرت کریمی
, نصرات الله وحدت , پرویز صیاد و .............. – که دهه هاست دست کم در توده ی متوسط کلان شهرها این آرمان ها را به کنار زده اند و
جنسیت و زیست مایه را از پس پرده بیرون کشیده اند – نگشوده بودند.
محال است این سرزمین تا هنگامی که از بند « شکمبه و تمبان » نگسلد و از کمند «
خور و خواب و خشم و شهوت » رها یی نیابد و فراتر ننگرد و نیندیشد , به دوران چیرگی
دانش و توانمندی دانایی برسد.
می دانستم که استادی ارجمند و استوار هم چون « ویلیام مسترز » به نام دکتر
فریدون مهرابی در انستیتو روان پزشکی تهران وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران یک
دهه ای ست به درمان بیماران دچار اختلالات کارکرد جنسی همت گمارده و چند سالی ست
که به چاره گشایی از دشواری های مراجعان دچار اختلال هویت جنسی نیز می پردازد.
اما عرصه ی سکسولوژی اجتماعی گشوده نشده بود. این سرزمین « آلفرد کینزی » و «
مگنوس هیرشفلد » می خواست. گفتن از برهمکنش جنسیت و اجتماع در ایران جسارت ویژه ای
می خواست و هنوز هم می خواهد. سکس تراپی – یا همان سکسولوژی بالینی – دشواری های
بسیار کمتری نسبت به سکسولوژی اجتماعی داشته و دارد.
این گونه بود که من درست یا نادرست , منطقی یا احساسی , این عرصه را برای ادای
دین به میهن و هم میهن برگزیدم . در سال 1380 به اداره ی ارزیابی دانش آموختگان
خارج کشور معاونت آموزشی وزارت بهداشت , درمان و آموزش پزشکی در خیابان وصال رفتم
تا ببینم که آیا مدرک پی اچ دی سکسولوژی بالینی دانشگاه کرتین استرالیا را معتبر
می دانند یا نه که دیدم اصلا این رشته و واژه ای به نام سکسولوژی را نمی شناسند !
درخواست من به کمیسیون این اداره رفت و پس از چند هفته پاسخ دادند که کشور به
چنین رشته ای نیاز ندارد و وزارت بهداشت اصولا این رشته را به رسمیت نمی شناسد و
چنان چه من این رشته را با هزینه ی شخصی بخوانم و به ایران باز گردم , امکان کار
با این عنوان را نخواهم داشت. پاسخ وزارت علوم نیز چیزی در همین اندازه بود.
این بود که من کوشش برای ورود به رشته ی تخصصی روان پزشکی را در کنار کار و
مطالعات بالینی و اجتماعی سکسولوژی برگزیدم. مقالات و اشاراتی در این باره در
روزنامه ها و مجلات از من منتشر شد و با وجودی که در میهن مان شناخته شده و
نامدار نبودم , کتاب هایم درباره عرصه ی جنسیت را به چاپ های چندم رساندم.
ماه نامه فردوسی : لطفا عناوین و موضوعات کتابهایی که در این رابطه از شما به
چاپ رسیده ، را شرح دهید.
تا کنون دو کتاب « تمایلات و رفتارهای جنسی انسان » و « احساسات و پاسخ های جنسی انسان » از من
منتشر شده است. کتاب نخست تالیف و دومی ترجمه ی ویراست بیستم کتاب ارزشمند و
ماندگار « ویلیام مسترز و ویرجینیا جانسون » است. متاسفانه با وجودی که نزدیک به
هشت سال از هنگام انتشار کتاب نخست می گذرد , هنوز کتابی جامع تر از آن به بازار
کتاب نیامده است.بسیاری از فصل ها و مطالب این کتاب در تاریخ نشر ایران در کتاب
دیگری منتشر نشده است. بدون آن که بخواهم به وادی فروتنی های دروغین رایج در
سرزمین مان - که در واقع نعل وارونه ی خودبزرگ بینی هستند – بیفتم و یا برای خویش
جایگاهی پوچ و پوسته ای دست و پا نمایم , من جایگاه این کتاب را در اجتماع عقب
نگهداشته شده ی خودمان هم قواره ی کتاب های
تابو شکن « مارکی دو ساد » , « مادام دو لافایت » و « گوستاو فلوبر » و شاید حتا
کتاب « قراردادهای اجتماعی ژان ژاک روسو »
می دانم. کتاب « تمایلات و رفتارهای جنسی انسان » بیش از آن که برای من مایه ی
افتخار باشد , برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دولت مایه ی بالیدن است. گمان نمی
کنم به جز یکی دو کشور خاص خاورمیانه , متاسفانه هم چنین کتابی در خاور میانه
تالیف و منتشر شده باشد. خوشبختانه و برخلاف آن چه نهادهای سیاسی غرب در دشمنی با
نظام سیاسی ما بیان می کنند , ایران در گستره ی سکس ( جنسیت ) سال ها از کشورهای
عربی – سنی منطقه ی خاورمیانه پیش تر است.
هم اکنون کتاب « تمایلات و رفتارهای جنسی انسان » از سال 1379 به چاپ دهم و
کتاب « احساسات و پاسخ های جنسی انسان » از سال 1381 به چاپ هشتم رسیده است. هم
چون آثار علمی , ادبی , تاریخی و هنری کشورمان , این دو کتاب نیز در کشورهای فارسی
زبان همسایه ی ایران و از جمله افغانستان , پاکستان , تاجیکستان و .............
فروش رفته و تا اندازه ای نبود آگاهی و آموزش های لازم در آن جوامع را جبران نموده
اند.
هم چنین از آن جا که از نقش بی مانند اینترنت در دگرگون ساختن هنجارهای
اجتماعی و نیز رشد و گسترش انحرافات جنسی و آسیب های روانی – اجتماعی آگاه بودم , کتاب
« روان شناسی اینترنت » دکتر پاتریشیا ولیس را در سال 1382 ترجمه و منتشر نمودم.
این کتاب هم اکنون به چاپ دوم رسیده اما متاسفانه با وجودی که همانندی در بازار
کتاب میهن مان ندارد , آن چنان که باید و شاید از سوی جوانان اجتماع مان جدی گرفته
نشد.
هم اکنون کتاب « درسنامه ی جامع جنسی و زناشویی » را در دست ترجمه دارم که
کامل ترین کتاب در این گستره در گیتی است که متن پارسی آن در اندازه ی یک هزار و
پانصد صفحه ی وزیری می شود. امیدوارم این کتاب مجوز انتشار بگیرد و بتواند هم چون
دو کتاب پیشین نقش پیشگیرانه و درمان گرانه ی خود را در برابر نادانی ها ,
اختلالات و انحرافات شایع در کشورمان ایفا نماید. بی گمان چنین کتاب جامعی تاکنون
نه تنها در در ایران , که در بسیاری از کشورهای جهان منتشر نشده است.
ماه نامه فردوسی : لطفا در مورد کلاسهای آموزشی که توسط شما برگزار می گردد
توضیح دهید .
در سال های اخیر در این عرصه , من کارگاه آموزشی تخصصی پنجاه ساعته ی «
سکسولوژی بالینی ( سکس تراپی ) » و کارگاه تخصصی بیست و چهار ساعته ی « پیشگیری و
درمان پیمان شکنی ( خیانت به همسر ) و روابط فرا زنا شویی » را برای دانشجویان و
دانش آموختگان مقاطع دکترا , کارشناسی ارشد و کارشناسی رشته های روان شناسی ,
مشاوره , مددکاری , علوم تربیتی , پیرا پزشکی و نیز دستیاران روان پزشکی ,
یورولوژی و زنان و زایمان و پزشکان عمومی
برگزار می کنم.
هم چنین دوره ی آموزشی آزاد « هنر عشق ورزی و مهارت های همآغوشی » را به تفکیک
جنسیت , برای نیازمندان دیپلم به بالا برگزار می کنم بلکه بتوانم به سهم خویش در
پیشگیری و درمان مشکلات شخصی و آسیب های روانی – اجتماعی نقش داشته باشم.
ماه نامه فردوسی : استقبال عامه مردم و یا دانشجویان مرتبط با این رشته از
کلاسها و کتابهای شما چگونه بوده است؟
خیلی خوب و بیش از انتظارات من بوده است تا آن جا که اکنون که دارم برای رفتن
به خارج و گرفتن مدرک پی اچ دی سکسولوژی بالینی در یکی دو سال آینده برنامه ریزی
می نمایم , گاه مرا با تردیدهای جدی روبرو می نماید که آیا گرفتن این مدرک در
راستای جایگاه علمی – اجتماعی و شاید سود شخصی مهم تر است و یا ماندن در کشور و ادای دین به میهن و هم میهن.
آن چه در حین برگزاری کارگاه های تخصصی « سکسولوژی بالینی ( سکس تراپی )
» و « پیشگیری و درمان پیمان شکنی ( خیانت به همسر ) و روابط فرا زنا شویی
» برایم مایه ی شگفتی فراوان شده و می شود
, نابرخورداری دانش آموختگان و دانشجویان رشته های مرتبط با پیشگیری و درمان مباحث
این کارگاه هاست. بی گمان نه فقط مباحث جنسی و زناشویی که مباحثی هم چون « صفات و
اختلالات شخصیت » , « طیف اختلالات خلقی دو قطبی » , « بیش فعالی های بالغین » , «
وسواس ها و اضطراب های جنسی » نیز آن چنان که باید و شاید در دانشکده های پزشکی و
روان شناسی ایران آموزش داده نمی شود.
ماه نامه فردوسی : انگیزه شما از فعالیت در این حوزه چه بوده است ؟
در مقدمه ی دو کتاب « تمایلات و
رفتارهای جنسی انسان » و « احساسات و پاسخ های جنسی انسان » نوشته ام که : « چه
گونه می توان در کنجی آرام آسود و بی دغدغه غنود در حالی که سفسطه های ناشی از
جهالت و نا آگاهی درباره ی سکس و سکسوالیته منجر به فجایع انسانی هم چون همه گیر
شدن ایدز , سرطان گردن رحم , سوء استفاده های جنسی از کودکان , تجاوز و هتک ناموس
, زایمان های ناشی از زنای با محارم و ذلت ها و ضلالت هایی چون آمیزش جنسی با
جانوران می شود ؟!؟ »
ماه نامه فردوسی : آیا این رشته مربوط به روانپزشکی می شود ؟
رشته ی سکسولوژی رشته ای جداگانه و مشخص است که هم چون رشته های پیراپزشکی ,
روان شناسی و مشاوره مقاطع لیسانس , فوق لیسانس و دکترا ( پی اچ دی ) دارد. در
مقطع پی اچ دی نیز گرایش های گوناگونی هم چون سکسولوژی بالینی , سکسولوژی قانونی ,
آموزش سکس ( سکسولوژی فرهنگی – اجتماعی ) و .... دارد.
چند سالی ست که خانم دکتر سارا ناصر زاده در انگلستان دکترای آموزش سکس (
سکسولوژی فرهنگی – اجتماعی ) را دریافت نموده و یک لیسانسیه ی مامایی نیز فوق
لیسانس سکسولوژی را از استرالیا گرفته است اما تا کنون هیچ ایرانی پی اچ دی
سکسولوژی بالینی و سکسولوژی قانونی را دریافت ننموده است. یک روان پزشک ایرانی هم
اکنون در استرالیا در حال گذراندن دوره ی فوق لیسانس است.
ماه نامه فردوسی : به نظر شما آیا هر روانپزشکی می تواند سکسولوژیست هم باشد ؟
نه , هرگز ! همان گونه که هر روان پزشکی هم نمی تواند درمانگر وابستگی (
اعتیاد ) و سوء مصرف مواد باشد.
روان پزشکی که می خواهد گام به این
عرصه بگذارد , باید در این گستره دیدی ژرف و همه جانبه داشته باشد و به ضرورت ها و
لزوم کار و کوشش در این رشته در اجتماع در حال گذار ما رسیده باشد. هم چنین روان
پزشکی حتما باید در عرصه های یورولوژی , اندوکرینولوژی ( داخلی غدد و هورمون ها ) و
زنان و زایمان نیز آگاهی و دانش فراوانی داشته باشد و در دوره ی پزشکی عمومی خود
در آن ها پختگی و مهارت لازم را به چنگ آورده باشد و خود دچار گره ها , تضاد ها و
تعارضات روانی – جنسی نباشد.
روان شناسان البته دست شان از تبحر و تجربه در عرصه ی یورولوژی ( جراحی کلیه و
مجاری ادراری – آمیزشی ) , زنان و زایمان و اندوکرینولوژی ( داخلی غدد و هورمون ها
) کوتاه است اما دست کم باید به آن دید و
دیدگاه لازم رسیده باشند.
ماه نامه فردوسی : اوضاع کنونی جامعه ایران در حوزه تحصصی خود را چگونه می بینید؟ به نظر شما نحوه آموزش در این حوزه
در ایران چگونه است ؟
سکس تراپیست ( درمانگر جنسی – زناشویی ) بودن هم چند سالی ست به دیگر عنوان ها
و لقب ها افزوده شده است.
در حالی که این سکس تراپ ها هیچ گونه آموزشی در این باره – چه در زمینه ی
عوامل تنی ( ارگانیک ) و چه در زمینه ی عوامل روان شناختی ( سایکولوژیک ) نداشته و
ندارند.
متاسفانه این رشته در ایران وجود ندارد و دانشجویان رشته های مرتبط نیز در این
حوزه آموزش لازم را دریافت نمی نمایند.
ماه نامه فردوسی : چه صدماتی در اثر این این عدم آموزش متوجه جامعه خواهد بود
؟
رشد و گسترش آسیب های اجتماعی و عوارض آن ها هم چون وابستگی ( اعتیاد ) و سوء
مصرف مواد مخدر و محرک
و از دست رفتن ارزش ها و هنجارهای اخلاقی در اجتماع پر گزند و آفت ما تنها
محصولی است که درو می کنیم !
نادانی و نا آگاهی و از این ور و آن ور بام افتادن ( افراط و تفریط ) دو آفت
دیرینه ی اجتماع ما در برخورد با سکس ( جنسیت ) و سکسوالیته ( خواسته های جنسی )
است.
پیش از هر چیز باید بپذیریم که به سبب ویژگی های اجتماع ما و گذار آن از
اجتماعی سنتی به جامعه ای مدرن و دانش مدار و از راه رسیدن دوران باز آفرینی و
توانمندی دانایی ( رنسانس ) , جنسیت به گفتمان چیره ی اجتماع ما در دهه های پیش رو
تبدیل خواهد شد.
هم اکنون بیش از یک دهه است که چیرگی جنسیت – که با واژگون شدن نظام مدرنیته
خواه پادشاهی پهلوی کنار زده شده بود – بار دیگر و به گونه ای دیگر آغاز شده
است. چنان چه این چیرگی با آگاهی رسانی و
آموزش های علمی متناسب با فرهنگ و باورهای اجتماعی ریشه دار در میهن مان همراه و
پیوسته نشود , می تواند ضمن پدید آوردن آسیب های روانی – اجتماعی فراوان به ستیز ,
پرخاشگری , تجاوز و ..... میان لایه های گوناگون اجتماع در حال گذار ما بینجامد.
متاسفانه چند سالی ست که نشانه های چنین پرخاشگری جنسی ای آغاز شده است و ما
هر روز می توانیم اخبار آن را در چهارچوب آزار و اذیت های جنسی روا داشته شده به
زنان , دختران جوان و نوجوان و و کودکان پسر و دختر مشاهده نماییم.
در نبود آموزش های علمی – فرهنگی – اجتماعی لازم درباره ی مسایل جنسی تنها می
توان شاهد گرفتار رشد و گسترش تصاعدی و روز افزون انحرافات اخلاقی – جنسی , آسیب
های روانی – اجتماعی و مرگ ارزش های معنوی آدمی و محو شدن تفاوت های انسان و حیوان
بود !
ماه نامه فردوسی : آیا مراکز علمی و دانشگاهی حمایتی در این خصوص می کنند ؟
به همت استاد ارجمند دکتر فریدون مهرابی در انستیتو روان پزشکی تهران وابسته
به دانشگاه علوم پزشکی ایران و با کوشش استاد فرزانه دکتر شکرالله طریقتی و استاد
ارجمند دکتر محمدرضا محمدی در بیمارستان روزبه وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران
کلینیک درمان مشکلات جنسی بنیان نهاده شده است.شاگردان این بزرگان , دکتر مهرداد
افتخار , دکتر منصور صالحی و دکتر فیروزه رئیسی , در این کلینیک ها به درمان
مراجعان مشغول هستند.
دکتر سید کاظم فروتن هم در دو سه سال اخیر در دانشگاه علوم پزشکی شاهد , کوشش
ها و گام های بزرگی در رشد و شناساندن عرصه ی سکسولوژی بالینی داشته است. اما
متاسفانه جز کوشش های چند سال اخیر من هنوز کسی کاری آن چنان که شایسته است , در
زمینه ی « سکسولوژی اجتماعی » انجام نداده است و همه به کار ایمن بالینی بسنده
نموده اند. البته استاد فرهیخته دکتر حسن عشایری گاه به گاه در این باره سخنانی
داشته است.
ماه نامه فردوسی : راهکار شما برای پیشبرد وضعیت آموزشی در این حوزه چیست ؟
پایه گذاری فوق لیسانس و دکترای سکسولوژی بالینی , اجتماعی و قانونی در ایران
و پیش از آن ارائه ی آموزش های به دور از تند روی و کند روی در آموزش و پرورش ,
دانشگاه ها و البته صدا و سیما که قرار بود دانشگاهی سراسری باشد و هرگز نبود و
نشد !
ماه نامه فردوسی : نهاد خانواده چه وظیفه ای در این راستا دارد؟
خانواده باید با مراجعه به روان پزشکان , پزشکان و روان شناسانی که در این
زمینه آگاهی های حرفه ای درستی داشته اند , از چگونگی ارائه ی آگاهی و پاسخ دادن
به پرسش های پر شمار کودکان و نوجوانان شان در سنین گوناگون دانش کافی به دست
آورند.
ماه نامه فردوسی : لطفا در مورد رابطه
که بین نبود آموزش جنسی با بیمای های مقاربتی بوجود می آید بیشتر توضیح دهید.
در واپسین پژوهشی که در ایالات متحده ی آمریکا انجام شده است , انجام آموزش
های جنسی برای دانش آموزان منجر به پنج سال عقب افتادن آغاز روابط جنسی – آمیزشی
در پنجاه و یک درصد دختران و هفتاد و یک درصد پسران شده است. آموزش جنسی بهترین
راهبرد برای کاهش عفونت ها و بیماری های آمیزشی هم چون سوزاک , سیفلیس , ایدز و
هپاتیت بی و سی است. در حالی که دو سال پیش برای نخستین بار پس از انقلاب بود که
واژه ی کاندوم – آن هم فقط برای دو سه بار - در تلویزیون بیان شد.
ماه نامه فردوسی : مطالعات جنبی شما بیشتر در چه زمینه ایست ؟ و آیا در حوزه
دیگری بجز سکس تراپی فعالیت دیگری نیز دارید ؟
من جز روان پزشکی و روان شناسی اجتماعی
, دلبستگی های فراوانی به حوزه ی سینما , تئاتر , موسیقی , تاریخ , ادبیات , نقاشی
و هنر و جانوران و گیاهان دارم و از همه ی این ها در رفتار درمانی های شناختی بهره می گیرم. نقدهای روان شناختی نیز
در این حوزه ها در وبلاگ های خود و نیز برخی روزنامه ها و مجلات منتشر می نمایم.
ماه نامه فردوسی : در صورتی که کسی بخواهد چگونه میتواند به شما مراجعه کند ؟
امروزه سیستم جست و جوی گوگل , یا هو , پارسیک و مانند آن یافتن افراد را آسان
نموده است. کافی ست شما نام و نام خانوادگی فرد را به فارسی در آن وارد کنید.
نشانی کلینیک من در بخش موضوع های وبلاگ های من درج شده است.
نشانی این وبلاگ ها عبارت است از:
www.iranbod.ir , www.ravanpezeshk.ir
, www.sharmgah.com , www.iranbod.com , www.1ravanpezeshk.com , www.1sexologist.com
ماه نامه فردوسی : در پایان ضمن سپاس از همکاریتان با مجله فردوسی اگر مطلب
خاصی دارید بفرمایید.
از توجهی که به عرصه ی پر آفت و گزند « جنسی , زنا شویی و خانوادگی » در میهن
مان فرمودید , بسیار سپاسگزارم.امیدوارم
دیگر نشریات نیز این دید ژرف و تیزبین را پیدا نمایند و تابو ستایانه یا تابو
هراسانه به عنوان عرصه ا ی ممنوعه به سکسولوژی ننگرند.
امیدوارم بتوانم به زودی با مقاله ی جامعی درباره ی اپیدمی بیماری « بحران
هویت » در نسل زیر پنجاه سال میهن مان این سپاسگزاری را کامل کنم. در آستانه ی سال
نو خورشیدی , تن درستی , شادی , آرامش , آزادگی و کامیابی را برای شما و دیگر کوشش گران این ماهنامه و هم چنین خوانندگان
ارجمند آن و همه ی هم میهنان داخل و خارج میهن آرزو می نمایم.
در ضمن ، امکان حذف های لازم و ناگزیر را برای نشریه تان باز می گذارم و هرگز
از آن نخواهم رنجید !
شاد و آزاد و پیروز باشید. سایه تان همواره سنگین و سر بلند باد.