تبليغاتX
یک روان پزشک - رذالت یا رقابت ؟!؟ ( بخش نخست )

یک روان پزشک

روان و ما ایرانیان

 

 

اصفهان

 

 

پروردگار را هزاران سپاس که هر چند بسیار دیرهنگام ، اما بالاخره از اصفهان ( اسپهان از دست رفته ) به تهران مهاجرت کردم ! بیش تر عمرم در اصفهان به بیهودگی نگذشت ، اما روزها و شب ها و ماه ها و سال های بی شماری را در آن سرزمین که معیارهای سنجش اش همیشه بر مدار صفر سفر کرده اند ، گذراندم.

دو سال پیش درست در آستانه ی آزمون بورد تخصص ، گروهی از پزشکان عمومی نابه کار پشت تخصص مانده ، ره نیرنگ و فریب و بی شرفی در فضای مجازی ، پیش گرفتند تا مرا از دست یابی به درجه ی بورد ( دانشنامه ) باز دارند؛ بدان چه می خواستند و آرزویش را داشتند البته نرسیدند که مرا پروردگار بی همتایی - که خود به خوبی به خواست ( نیت ) ، چیستی و چگونگی کارها و کوشش های چهاره سال اخیر زندگی ام آگاه و دانا ست - پشتیبانی نموده و می نماید.

اما فرجام کار و کوشش ناپاک شان به بی زاری من نسبت به زادگاهم - اصفهان - انجامید.

در دو سال نخست مهاجرتم به اصفهان ، هر هفته پنج شنبه ظهر و گاه شامگاه چهارشنبه ، در پایانه ی آرژانتین سوار اتوبوس های سیر و سفر می شدم و به سوی کرانه ی زنده رود می شتافتم.

سال سوم مهاجرت که سال پایانی تخصص ام بود ، هر چهل - چهل و پنج روز یک بار به سوی زادگاه می شتافتم تا این که خباثت گروهی از به ظاهر همکاران پشت آزمون مانده آغاز شد.

من به همکاران پزشک خود همواره احترام گزارده ام ، مگر آنان که در دو سال از آزمون با خرید بیش تر پرسش های آزمون ( که پرونده ی پیگیری تخلف آن با چشم پوشی مصلحت گرایانه ی ریاست جمهوری وقت : سید محمد خاتمی ، وزیر بهداشت ایشان و دیگر مسئولان مربوطه برای همیشه به فراموشی سپرده شد ) وارد بالاترین رشته های تخصصی شدند و یا در یک مورد با سود جستن از سهمیه ی دروغین ( تقلبی ) رزمندگی ، با نمره ی رشته ی بیهوشی پا به رشته ی پوست ، مو و زیبایی گذاشتند.

اما آن یگانه نیرنگ از سوی پزشکان اصفهانی درباره ی من نبوده و نخواهد بود.

فضای رقابت در شهرستان ها بسیار آلوده تر و ناجوانمردانه تر از تهران است. هر چه امکانات برخورداری و کامیابی در جایی اندک تر باشد ، دانه ی حسادت و بخل و کینه ، انبوه تر می روید.

اصفهان امروز را نیز شاید بتوان به ظاهر یک کلان شهر و حتا « اصفهان بزرگ » نامید ، اما اجتماع اصفهان هنوز نتوانسته آن اندازه تنگ نظری و کوته اندیشی را به کنار بگذارد ، که شایسته ی چنین نام و عنوان هایی بشود ، تا چه رسد به عنوان های خودشیفته واری هم چون « نصف جهان » !!

 

 

اصفهان

 

این نوشته ادامه دارد ..............        

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 15:17  توسط دکتر بهنام اوحدی 

>