روان شناسان ، مشاوران و پزشکانی که در کارگاه های آموزشی ام حضور داشته اند ، پشت سر هم تماس می گیرند و از دلیل فیلتر شدن وبلاگ هایم می پرسند. به شوخی پاسخ می دهم : می خواهند به من انگیزه ی حضور پر شور در انتخابات ریاست جمهوری دهم ببخشند !
فیلترینگ گسترده ی وب سایت ها و وبلاگ ها در آستانه ی انتخابات ، خواه نا خواه نویسندگان آن ها را وادار به اعتراض می کند که کم رنگ ترین این اعتراض ها ، کنش گری آن ها به سود نامزد رویاروی دولتی ست که دست به مسدود نمودن ( فیلترینگ) نموده است.
و اما این پرسش شخصی من از خودم است که من که سال هاست به دور از دنیای سیاست ، به حیطه ی دانش و اجتماع پناه برده ام ، این بار و در آستانه ی انتخابات ریاست جمهوری چه باید بکنم؛ به کروبی پناه برم یا به میر حسین موسوی ؟
خدا نیامرزد آن کسانی که من آرام گرفته در دنیای روان پزشکی و سکسولوژی اجتماعی را این گونه روانه ی صفحه های سیاسی دو روزنامه ی اعتماد و اعتماد ملی نموده اند. صفحه هایی که همواره از آن ها گریزان بودم.
از صفحه های سیاسی ، بی زار بودم و از صفحه های اخبار ورزش و نیز حوادث دلخراش ، گریزان؛
و اکنون به دنبال مسدود شدن امکان دسترسی به وبلاگ هایم در ایران ، گریزی از خواندن و دنبال کردن هر روزه ی صفحه های سیاسی نمی بینم.
به نظر راحت تر است ، در دور نخست انتخابات ، کرداری کاملن اصفهانی پیشه نمایم و هواداری هر دو نامزد دگرگونی خواه - کروبی و موسوی - را در دستور کار خود قرار دهم تا ببینم کدام یک پا به دور دوم می گذارد؛ آن گاه غوغا کنم و غریو سر دهم !!
فیلترچی خدا بگویم چه کارت کند که پای مان را به سیاست باز کردی.
بگذریم که در آستانه ی انتخابات ، ایرانیان همه با هم ، استاد علوم سیاسی می شوند !!!
